خرید بک لینک
این لحظه های تمام نشدنیبرایم سخت میگذرند… نبضم کند میزند… قلبم تیر میکشد… دارم صدای خورد شدن احساس پاکم را … لابه لای چرخ دنده های زندگی میشنوم … آری خورد شدم به جرمی که نمیدانم … چه خوش باور بودم…! گمان می کردم …فصل درد ها رو به پایان است …و خوشبختی همین نزدیکیست!افسوس… شادی هایم بی دوامند! دلم هوای باران را کردهدلم می خواهد آسمان هم بگریدشاید کسی متوجه اشکانم نشودشاید کسی نپرسد از دلیل گریه امفریاد بزرگی در سینه ام حبس شدهفریادی از نامردمی ها…. ابر ها را دیدی؟ دیشب… چه محشر کردند از چشمانم آموختن بارش را …. کلاغ سیاه خبر از چه آوردی؟ سیاه بودنت نشانه بد خبریت است نگو…. خبر دارم…. رفتنش را با چشم جانم دیدم آسمان، دلم بسی گرفته است! می خواهی بجای تو هم ببارم؟! بعضی ها گریه نمی کنند اما از چشم هایشان معلوم است که اشکی به بزرگی یک سکوت گـــــوشه ی چشمشان به کمیــن نشسته شده ام مثل یک محکوم اعدامی که گشته است زیر پایش خالی آن بالا… از بد روزگار… طنابی شل… کم و بیش می فشارد گردنش را… جان می کند و دست و پا می زند … و آرزوی مرگ دارد … اما دریغ از مردن آسان … شب های اینجا آنقدر دلگیر است که سوت های قطارهای نیمه شب … هر آدمی را وسوسه می کند که برود و هیچ وقت باز نگردد … کتاب سرنوشت برای هر کسی چیزی نوشت نوبت به ما که رسید قلم افتاد… دیگر هیچ ننوشت! خط تیره گذاشت و گفت: تو باش اسیر سرنوشت…

برچسب: نویسنده: بهنام فلاح تاريخ: دوشنبه 9 بهمن 1396 ساعت: 9:42

یلدای امسال من... از اول هفته تا اخرهفته...دانشگاه از اول هفته تا اخر هفته سرکار از اول هفته تا اخر هفته گرفتاری از اول هفته تا اخرهفته دلخوری دوری از اول هفته تا اخرهفته سرنوشت بد از اول هفته تا اخرهفته یلدا خر از اول هفته تا اخرهفته درد دل،غم،ناراحتی از اول هفته تا اخرهفته،با این گرونی چی بنویسم؟ خلاصه اصلان یلدا واسه ماها نیس...زمانی دلت خوش،جیبا پرپول،خانواده ها کنار هم میشه خوشبختی...امسال ن تنها خوش نیس،غم های زیادی هم اومده کنارم داره چرت میزنه...!!برچسبها: دلنوشته های بهنام, دلنوشته های بهنام حیدری, بهنام حیدری + نوشته شده در پنجشنبه سی ام آذر ۱۳۹۶ساعت 18:24 توسط بهنام |

برچسب: نویسنده: بهنام فلاح تاريخ: دوشنبه 9 بهمن 1396 ساعت: 8:09

صفحه بندی